دانشگاه تهران دانشکدگان فارابی دانشکده مدیریت و حسابداری
دوره و شماره: دوره 2، شماره 8 - شماره پیاپی 10، پاییز 1404، صفحه 1-163 
یادداشت سردبیر

یادداشت سردبیر

صفحه 1-1

حیدر ربیعی

چکیده با کمال خرسندی، شماره هشتم فصلنامه «راهبردهای حسابداری» در پاییز ۱۴۰۴ تقدیم جامعه علمی، پژوهشگران، استادان دانشگاه و فعالان حرفه‌ای حوزه حسابداری، مالی و مالیاتی می‌شود. انتشار هر شماره از یک نشریه علمی نه‌تنها تداوم یک مسیر پژوهشی را نشان می‌دهد، بلکه بیانگر پویایی اندیشه و تلاش جمعی پژوهشگران برای توسعه دانش و پاسخگویی به نیازهای رو به گسترش محیط‌های اقتصادی و سازمانی است. در جهان امروز که تحولات اقتصادی، فناوری و اجتماعی با سرعتی چشمگیر در حال وقوع است، نقش دانش حسابداری در تحلیل، تبیین و هدایت تصمیم‌های اقتصادی بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

حسابداری‌سبز شرکتی در راستای پایداری: مروری بر رویکردهای تئوریک

حسابداری‌سبز شرکتی در راستای پایداری: مروری بر رویکردهای تئوریک

صفحه 1-24

علیرضا حیدری، علی لعل بار

چکیده حسابداری سبز شرکتی به عنوان یک رویکرد نوین در حسابداری، به ارزیابی و گزارش‌دهی اثرات زیست‌محیطی فعالیت‌های اقتصادی و تجاری پرداخته و نقش مهمی در ترویج پایداری در سازمان‌ها دارد. این مقاله مروری به بررسی رویکردهای تئوریک مختلف در زمینه حسابداری سبز و ارتباط آن با پایداری سازمانی می‌پردازد. در ابتدا، تاریخچه و پیشینه‌ی توسعه حسابداری سبز بررسی شده و سپس نظریه‌های مختلفی که بر این حوزه تأثیرگذار بوده‌اند، از جمله نظریه‌های نهادی، تئوری سهامداران و رویکردهای مبتنی بر عملکرد پایدار، مورد تحلیل قرار می‌گیرد. علاوه بر این، مقاله به بررسی ارتباط بین حسابداری سبز و ابعاد مختلف پایداری مانند پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این رویکرد می‌تواند به شرکت‌ها در دستیابی به اهداف پایداری کمک کند. در نهایت، نتایج این مرور به ارائه توصیه‌هایی برای محققان و مدیران در راستای بهبود گزارش‌دهی زیست‌محیطی و ارتقای عملکرد پایدار سازمان‌ها می‌پردازد. این مقاله بر اساس مطالعات اخیر و تحولات در حوزه حسابداری سبز، به عنوان یک ابزار استراتژیک برای ایجاد شفافیت و ارزیابی اثرات زیست‌محیطی و اجتماعی فعالیت‌های شرکت‌ها در راستای دستیابی به توسعه پایدار معرفی می‌شود.

تاثیر مالی‌سازی شرکتی برسطح تامین مالی بدهی: از دیدگاه دوگانه ریسک‌پذیری و مدیریت سود

تاثیر مالی‌سازی شرکتی برسطح تامین مالی بدهی: از دیدگاه دوگانه ریسک‌پذیری و مدیریت سود

صفحه 25-46

زهرا محمدپور کنگاچر، سیده محبوبه جعفری

چکیده تحول اخیر در استراتژی شرکت‌ها به سمت تجمیع دارایی‌های مالی، پدیده مالی‌سازی شرکتی را در مدیریت ساختار سرمایه برجسته کرده است. این رویکرد بر تصمیمات تأمین مالی از طریق بدهی تأثیرگذار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مالی‌سازی شرکتی بر سطح تأمین مالی بدهی، نقش تعدیل‌گر ریسک‌پذیری و مدیریت سود را در این رابطه تحلیل می‌کند.
این تحقیق کاربردی با استفاده از داده‌های ثانویه ۱۰۱۰ مشاهده از ۱۰۱ شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۳ انجام شده است. برای تحلیل داده‌ها و آزمون فرضیه‌ها از مدل رگرسیون بهره گرفته شد.
نتایج نشان داد که مالی‌سازی شرکتی تأثیر منفی و معناداری بر سطح تأمین مالی بدهی دارد. علاوه براین، مدیریت‌سود به‌عنوان یک متغیر تعدیل‌گر، اثرمنفی مالی‌سازی برتأمین‌مالی بدهی را به‌طور معناداری تشدید کرد، در حالی که ریسک‌پذیری نقش تعدیل‌گر معناداری در این رابطه ایفا نکرد.
یافته‌های این تحقیق براهمیت ترکیب دارایی‌ها در تصمیم‌گیری‌های ساختار سرمایه تأکید دارند. افزایش مالی‌سازی، به‌ویژه در صورت وجود مدیریت سود، می‌تواند منجر به کاهش اتکای شرکت به بدهی شود. پیشنهاد می‌شود نهادهای ناظر با تقویت شفافیت افشا و نظارت بر کیفیت سود، از ریسک‌های ساختاری ناشی از مالی‌سازی افراطی جلوگیری کنند.

تحلیل نقش شاخص‌های مالی و حسابداری در تبیین رشد دارایی شرکت‌ها

تحلیل نقش شاخص‌های مالی و حسابداری در تبیین رشد دارایی شرکت‌ها

صفحه 47-90

محمدرضا مهربان پور، حیدر ربیعی

چکیده رشد دارایی‌های شرکت‌ها یکی از شاخص‌های مهم در ارزیابی عملکرد مدیریت و وضعیت مالی بنگاه‌های اقتصادی محسوب می‌شود. عوامل مختلفی از جمله بازده دارایی‌ها، ساختار سرمایه، اهرم مالی، ریسک عملیاتی، بهره‌وری و سیاست‌های هزینه‌ای می‌توانند بر رشد دارایی‌های شرکت‌ها تأثیرگذار باشند. هدف این مقاله بررسی ارتباط میان برخی مفاهیم مهم حسابداری و مالی با رشد دارایی‌های شرکت‌ها است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه‌ای می‌باشد. در این مطالعه با استفاده از منابع علمی، کتاب‌ها و مقالات تخصصی حوزه حسابداری و مدیریت مالی، نقش مفاهیمی مانند بازده دارایی، ساختار سرمایه، اهرم مالی، ریسک عملیاتی، بهره‌وری و هزینه‌ها در فرآیند رشد دارایی‌های شرکت‌ها مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج بررسی نشان می‌دهد که مدیریت بهینه منابع، انتخاب مناسب ساختار سرمایه، کنترل ریسک‌های عملیاتی و بهبود بهره‌وری می‌تواند نقش مهمی در افزایش سودآوری و در نهایت رشد پایدار دارایی‌های شرکت‌ها داشته باشد.

حسابداری برای تأثیر کشاورزی و جنگلداری بر کیفیت محیط زیست

حسابداری برای تأثیر کشاورزی و جنگلداری بر کیفیت محیط زیست

صفحه 91-111

فاطمه اربابی

چکیده یک چارچوب برای تعدیل حساب های بخشی به منظور ارزیابی آثار خارجی زیست محیطی به عنوان مبنای تخمین حساب های درآمد ملی برای کشاورزی و جنگلداری در بریتانیا ایجاد شده است. ارزیابی تأثیرات مثبت و منفی زیست محیطی از ارزیابی های ترجیحی آشکار و ابرازی استفاده میکند. رویکرد مورد نظر تلاش میکند تا حساب های ملی کشاورزی و جنگلداری را با ابتدا ارزیابی اهمیت فیزیکی آثار خارجی مربوطه (از نظر تخصیصات اراضی و آلاینده های فیزیکی) و سپس ارزیابی آنها با استفاده از مطالعات موجود تعدیل کند.

بررسی مالیات بر درآمد حقوق با تأکید بر تفسیر مواد ۸۲ تا ۹۲ قانون مالیات‌های مستقیم

بررسی مالیات بر درآمد حقوق با تأکید بر تفسیر مواد ۸۲ تا ۹۲ قانون مالیات‌های مستقیم

صفحه 112-147

مریم سهرابی، غزاله جعفری، مهسا قاسمی، فائزه یارعلی

چکیده مالیات بر درآمد یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست مالی دولت‌ها برای تأمین منابع مالی عمومی، توزیع عادلانه درآمد و هدایت فعالیت‌های اقتصادی به شمار می‌آید. در نظام مالیاتی ایران، قانون مالیات‌های مستقیم چارچوب اصلی تعیین، وصول و نظارت بر انواع مالیات‌های مستقیم از جمله مالیات بر درآمد حقوق را مشخص می‌کند. در این میان، مواد ۸۲ تا ۹۲ این قانون به تبیین مبانی، دامنه شمول، نحوه محاسبه، نرخ‌ها، تکالیف پرداخت‌کنندگان و موارد معافیت مالیات بر درآمد حقوق اختصاص یافته است. هدف این مقاله بررسی و تبیین مفهومی مالیات بر درآمد و تحلیل مقررات مرتبط با مالیات بر درآمد حقوق در چارچوب قانون مالیات‌های مستقیم است. در این پژوهش، ضمن تشریح مفهوم و جایگاه مالیات بر درآمد در نظام مالی کشور، مفاد مواد ۸۲ تا ۹۲ قانون مالیات‌های مستقیم با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بررسی نشان می‌دهد که قانون‌گذار با تعریف دقیق درآمد مشمول مالیات حقوق، تعیین نرخ‌های مشخص، پیش‌بینی معافیت‌ها و الزام کارفرمایان به کسر و ایصال مالیات، سازوکار نسبتاً منسجمی برای وصول این نوع مالیات ایجاد کرده است. همچنین پیش‌بینی معافیت‌های قانونی و تسهیلات خاص برای برخی گروه‌ها و مناطق کمتر توسعه‌یافته، بیانگر توجه قانون‌گذار به ملاحظات اجتماعی و عدالت مالیاتی در نظام مالیاتی کشور است. مطالعه نشان می­دهد که تحلیل مواد قانونی نشان می‌دهد که اجرای صحیح مقررات مالیات بر درآمد حقوق می‌تواند نقش مؤثری در افزایش شفافیت مالی، بهبود انضباط مالیاتی و تقویت منابع درآمدی دولت ایفا کند.

بررسی تحلیلی هزینه‌های قابل قبول مالیاتی در قانون مالیات‌های مستقیم ایران

بررسی تحلیلی هزینه‌های قابل قبول مالیاتی در قانون مالیات‌های مستقیم ایران

صفحه 148-163

کبری سهرابی، لعیا موسولو، زهرا علی مددی

چکیده هزینه‌های قابل قبول مالیاتی یکی از مهم‌ترین عناصر در فرآیند تعیین درآمد مشمول مالیات به شمار می‌آیند و نقش اساسی در محاسبه صحیح مالیات مؤدیان دارند. در نظام مالیاتی ایران، مواد ۱۴۷ و ۱۴۸ قانون مالیات‌های مستقیم چارچوب قانونی مربوط به شناسایی، پذیرش و مصادیق این هزینه‌ها را تعیین کرده‌اند. بر اساس این مقررات، هزینه‌هایی قابل قبول تلقی می‌شوند که در حدود متعارف بوده، مستند به مدارک معتبر باشند و به طور مستقیم در راستای تحصیل درآمد مؤدی در همان دوره مالی صرف شده باشند. هدف اصلی از پیش‌بینی چنین هزینه‌هایی در قوانین مالیاتی، جلوگیری از تحمیل مالیات بر درآمد ناخالص و ایجاد تعادل در نظام مالیاتی است. مقاله حاضر با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به بررسی مفهوم هزینه‌های قابل قبول مالیاتی، شرایط پذیرش آن‌ها، مصادیق مهم این هزینه‌ها و تفاوت آن‌ها با هزینه‌های غیرقابل قبول مالیاتی می‌پردازد. در این راستا، ضمن تبیین مفاد مواد ۱۴۷، ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون مالیات‌های مستقیم، موضوعاتی همچون هزینه‌های استخدامی، اجاره، بیمه، تبلیغات، هزینه‌های تحقیق و توسعه، استهلاک دارایی‌ها، زیان‌های قابل قبول و برخی موارد خاص مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین نقش مستندسازی هزینه‌ها، رعایت ضوابط قانونی و ارتباط هزینه‌ها با فعالیت اقتصادی مؤدی در پذیرش مالیاتی آن‌ها مورد تأکید قرار گرفته است. نتایج این بررسی نشان می‌دهد که آگاهی مؤدیان از مقررات مربوط به هزینه‌های قابل قبول مالیاتی و رعایت دقیق ضوابط قانونی می‌تواند به کاهش اختلافات مالیاتی، افزایش شفافیت مالی و مدیریت بهتر تعهدات مالیاتی منجر شود. در نهایت، بهره‌گیری صحیح از ظرفیت‌های قانونی مرتبط با این هزینه‌ها، علاوه بر کاهش بار مالیاتی مؤدیان، به کارآمدی بیشتر نظام مالیاتی و تقویت انضباط مالی در فعالیت‌های اقتصادی کمک خواهد کرد.